بزرگترین اصل موفقیت در جهان :
شیر افریقایی هر شب که می خوابد می داند که فردا باید از کند ترین غزال افریقایی کمی تند تر بدود تا از گرسنگی نمیرد.
وغزال آفریقایی هر شب که می خوابد می داند که فردا باید از تند ترین شیر آفریقایی کمی تند تر بدودتا کشته نشود .
مهم نیست که تو شیر هستی یا غزال مهم این است که فردا را از امروز تند تر بدوی
برای خندین منتظر خوشبختی نباش،شایدخوشبختی منتظرخندیدن توست
+ نوشته شده در دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 22:49  توسط بهنام پولادرگ
|
دوباره جمعه گذشت و قنوتِ گریان ماند
دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند
دوباره زمزمه ی کاسه های خالی ما
پس از نیامدنت گوشه ی خیابان ماند
شبیه شنبه ی هر هفته پشت پنجره ام
و کوچه کوچه شهرم دوباره زندان ماند
برای آمدنت چند سال بایستی
در این تراکم بی انتهای ویران ماند؟
نیامدی که ببینی نگاه منتظرم
چه روزها به امید تو زیر باران ماند
سکوت آخر حرف من است چون بی تو
دوباره حنجره ام زیر بغض پنهان ماند
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 21:53  توسط بهنام پولادرگ
|
مثال : برنامه ای بنویسید که یک رشته ( متن) را از کاربر بگیرد و آخرين حرف رشته را ستاره بگذارد.
;Program myprog
;Uses WinCRT
var
;i:integer
;s:string
begin
;('writeln('enter string
;(readln(s
;(i:=lenght(s
;'*'=:[s[i
;(writeln(s
.end
دستور تبديل int به str
این دستور محتوي يك عد صحيح را به رشته تبديل مي كند
;(عدد,رشته)str
دستور mod
براي
تعين زوج يا فرد بودن يك عد مورد استفاده قرار مي گيرد و اگر باقي مانده
آن عد تقسيم بر دو صفر بود زوج و در غير اينصورت فرد است
mod 2=0 عدد
مثال : برنامه ای بنویسید که عدد از كاربر بگيرد و بگويد كه عدد متقارن است و اگر نبود بگويد كه عدد متقارن نيست
;Program myprog
;Uses WinCRT
var
;i,len:integer
;s:string
begin
;('writeln('enter number
;(readln(i
;(str(i,s(len:=lenght(s
if len mod 2=0 then
begin
;('عد متقارن نيست')write
;halt
end;
for i:=1 to len/2 do
begin
if s[i]<>s[len-i+1] then
begin
;('عد متقارن نيست')writeln
halt
end
;('عد متقارن هست')writeln
.End
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت 19:32  توسط بهنام پولادرگ
|
متغير stringاين متغير مكانی از حافظه است كه نوشته ها و متن (به تعداد 256 character) را می توان درون آن قرار داد . فرق آن با متغیر char در این است که متغیر char می تواند یک حرف را در خود جا دهد در حالی که string می تواند کلمه و یا حتی کلمات (متن) که تعداد حروف آن بیش تر از 256 character نباشد را در آن جا داد .توجه : رشته = string = متن یا نوشته
بدست آوردن طول رشته (string)
دستور length : از این دستور برای محاسبه تعداد حروف یک رشته استفاده می شود .
مثال : برنامه ای بنویسید که یک رشته ( متن) را از کاربر بگیرد و طول رشته (تعداد حروف آن) را چاپ کند .
;program ibprogrammer;Uses WinCrt
var
;s:string
;begin
;(readln(s
;( (writeln( s , ' = ' , length(s
.end
توضیح مثال بالا
دو خط اول كه برای نوشتن هر برنامه در پاسكال استفاده می شه.
var را وقتی استفاده می كنيم كه بعدش بخواهيم متغير تعريف كنيم.
;s:string يعنی اين كه يك متغير از نوع string تعريف كرديم (كه می تواند حاوی متن باشد)
begin یعنی برنامه نویسی شروع شد.
;(readln(s یعنی از کاربر بخواه تا متنی که باید درون s قرار بگیرد را تایپ کند .
;( (writeln( s , ' = ' , length(s یعنی طول رشته (تعداد حروف متن) را به کاربر به صورت زیر نشان بده ( اگر s = متن تایپ شده توسط کاربر=welcome to ib )
welcome to ib = 11
end یعنی برنامه را تمام کن.
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 19:31  توسط بهنام پولادرگ
|
مثال : برنامه ای بنويسيد که سانتی متر را بگيرد و بر حسب اينچ چاپ کند .
inch <= cm
اطلا عات مورد نياز :1inch = 1cm * 2.54
توجه : کاميوتر در حالت يش فرض، اعداد اعشاری را به صورت علمی نمايش می دهد . يعنی ۱۵ = ۱.۵ * ۱۰
;Program ibprogram
;Uses WinCrt
var
;n:real
;begin
;(':writeln('enter one real number
;(readln(n
;n:=n*2.54
;(writeln('n=' , n
.end
توضیح مثال بالا
دو خط اول كه برای نوشتن هر برنامه در پاسكال استفاده می شه.
var را وقتی استفاده می كنيم كه بعدش بخواهيم متغير تعريف كنيم.
;n:real يعنی اين كه يك متغير از نوع real تعريف كرديم (كه می تواند حاوی اعداد حقيقی باشد)
begin یعنی برنامه نویسی شروع شد.
;('writeln ('Enter one real number یعنی متن enter one real number را به کاربر نشان بده .
;(readln (n یعنی n يا همان عدد حقيقی را از کاربر بخواه
;n:=n*2.54 يعنی به جای مقدار n مقدار n*2.54 را قرار بده .
;(writeln('n=' , n يعنی < مقدار n = n > را به کاربر نشان بده.
end یعنی برنامه را تمام کن.
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 19:28  توسط بهنام پولادرگ
|
: halt دستوراین دستور جهت اتمام برنامه در هر زمانی مورد استفاده قرار می گیرد . ه
: char متغییراین نوع متغییر مکانی از حافظه است که یک حرف یا کاراکتر می توان درون آن جای داد . ه
: مثالبا استفاده از دستورfor برنامه ای بنویسید که مرتبا حروف از کاربر بگیرد و اگر کاراکتر مورد نظر Q بود برنامه خاتمه پیدا کند .
;program ib
;Uses WinCrt
var
;i:integer
;c:char
begin
;('writeln ('Enter character
for i:=1 to 28 do
begin
;(readln (c if c='Q' then
;halt
;end
;end
.end
توضیح مثال بالا
دو خط اول كه برای نوشتن هر برنامه در پاسكال استفاده می شه.
var را وقتی استفاده می كنيم كه بعدش بخواهيم متغير تعريف كنيم.
;i:integer يعنی اين كه يك متغير از نوع inteegr تعريف كرديم (كه می تواند حاوی عدد باشد)
;i:char يعنی اين كه يك متغير از نوع charactr تعريف كرديم (كه می تواند حاوی حرف باشد)
begin یعنی برنامه نویسی شروع شد.
;('writeln ('Enter character یعنی متنenter character را به کاربر نشان بده .
for i:=1 to 28 do
begin
;endیعنی دستورات بین begin و end را 28 بار تکرار کن .
;(readln (c یعنی c را از کاربر بخواه
if c='Q' then
;halt
;end
یعنی اگر C برابر کاراکتر Q بود برنامه را تمام کن .
end یعنی برنامه را تمام کن.
+ نوشته شده در سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 6:43  توسط بهنام پولادرگ
|
مثال :
برنامه ای بنويسيد که مرتبا حروف را از کاربر بگيرد و اگر کاراکتر مورد نظر Q بود از برنامه خارج شود .
;program myprog
;uses wincrt
var
;c:char
begin
;clrscr
;(readln(c
while c<>'a' do
begin
;(readln(c
;end
;end
توضيح مثال بالا :
دو خط اول كه برای نوشتن هر برنامه در پاسكال استفاده می شه .
var را وقتی استفاده می كنيم كه بعدش بخواهيم متغير تعريف كنيم .
;c:char يعنی اين كه يك متغير از نوع char (كه می تواند حاوی يك حرف باشد) تعريف كرديم .
begin يعنی اينكه می خواهيم برنامه نويسی را شروع كنيم .
;clrscr يعنی اينكه اگر در صفحه نوشته ای از قبل باقی مانده است اون را پاك كند .
;(readln(cيعنی اينكه از كاربر c را بپرس يعنی اينكه كاربر می تونه هر چيزی رو كه می خواهد در c قرار بگيره تايپ كنه
while c<>'a' do
begin
;(readln(c
;endدر
اينجا از دستور WHILE استفاده كردم و گفتم تا وقتی كه شرط درست نيست
دستور بين begin و end را تكرار كن .در اينجا 'c<>'a همون شرط
ما هستش و يعنی اينكه تا وقتی كه C نا مساوی a هستش دستورات بين begin
و end را تكرار كن .
;(readln(c رو هم كه قبلا توضيح دادم .
end هم كه يعنی تمام .
متغير charاين متغير مكانی از حافظه است كه يك حرف را می توان درون آن جا داد .
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 6:41  توسط بهنام پولادرگ
|
مثال :
برنامه ای بنويسيد که N را از ورودی بگيرد و نتيجه اين سری را محاسبه كند .
1+2+3+4+....+N
;program seri
;Uses WinCrt
var
;i,m,n : integer
begin
;('writeln('Enter one number
;(readln(n
;m:=0
for i:=1 to n do
begin
;m:=m+i
;end
;(writeln('Enter one number:',m
.End
مثال:
برنامه ای بنويسيد كه اسامی ۱۰ نفر را بگيرد و آن كدام كه حرف اولش (با توجه به ترتيب حروف الفبای انگليسی) بزرگتر است را چاپ كند .
;program biger name
;uses wincrt
var
;n,s1,s2,s3,s4,s5,s6,s7,s8,s9,s10:string
begin
;('writeln('Enter Name
;(readln(s1,s2,s3,s4,s5,s6,s7,s8,s9,s10
if s1
begin
;n:=s1
;end
if s2
begin
;n:=s2
;end
به اين ترتيب تا s10 می نويسيم
;(writeln('n=',n
.end
مثال درس بعد :
برنامه ای بنويسيد كه مرتبا حروف را از كاربر بگيرد و اگر حرف مورد نظر Q بود از برنامه خارج شود .
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 21:29  توسط بهنام پولادرگ
|
# دستور while
این دستور برای تکرار دستورات به کار می رود . به این ترتیب که تا زمانی كه شرط صادق است دستورات بين begin و end تكرار می شود .
فرق دستور while با for در اين است كه در for تعداد
تكرار مشخص است ولی در while اين شرط است كه مشخص ميكند يك دستور چند
بار تكرار می شود .
ساختار این دستور به صورت زیر می باشد .
do شرط while
begin
دستورات ;end
مثال :در اين مثال كه از دستور while كمك گرفتيم كامپيوتر مرتبا' يك حرف را از كاربر می گيرد و اگر آن حرف برابر q بود متوقف می شود .
;program ib
;uses wincrt
var
;c : char
begin
;clrscr
;(readln(c
while c<>'Q' do
begin
;(readln(c ;end
.end
* برای مرور درس های گذشته و نيزآشنايی با الگوريتم ها تصميم گرفتم تا كار را با چند مثال برنامه نويسی ادامه دهم :
مثال ۱ :
برنا مه ای بنويسيد كه يك عدد بگيرد و فاكتوريل آن را حساب كند و در آخر نتيجه را نمايش دهد .
;program faktoriel
;uses wincrt
var
;fact,n,i : longint
begin
;'(writeln('enter an integer number
;(readln(n
fact:=1
for i:=1 to n do fact:=fact*i
;end
;(writeln('factorial=',fact.end
+ ما در اينجا از متغيير longint استفاده كرديم كه همان integer است ولی ظرفيت بيشتری دارد .
+
الگوريتم هم كه بسيار ساده است ابتدا عدد را از كاربر می گيرد بعد ۱ يا
همان fact را به تعداد دفعات بزرگی عدد در آن عدد ضرب می كند كه حاصل با
راه حل رياضی نيز هماهنگی دارد .
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 6:37  توسط بهنام پولادرگ
|
# دستورfor
این دستور برای تکرار دستورات به کار می
رود . به این ترتیب که تعداد دفعات تکرار دستور را با دو مقدار (اولیه و
نهایی) مشخص می کنیم .
برای استفاده از این دستور ما باید از قبل متغیر تعریف کنیم .
ساختار این دستور به صورت زیر می باشد .
;Program ib
;Uses WinCRT
var
;integer:اسم شمارنده
Begin
do مقدار نهایی to مقدار اولیه := اسم شمارنده for
begin
دستورات
;end
.End
مثلا" :
;Program ib
;Uses WinCRT
var
;i:integer
Begin
for i:=1 to 200 do
begin
;('writeln('visit our site => http://ib.co.sr
;end
.End
که در این دستور ما ابتدا متغیر i را از نوع integer تعریف کردیم . سپس با استفاده از دستور for از کامپیوتر خواستیم تا 200 بار دستور writeln را انجام دهد که نتیجه آن 200 بار نوشته شدن متن 'visit our site => http://ib.co.sr' است .
مثال :
برنامه ای بنویسید که 5 عدد را بگیرد و معدل را بدهد .
نکته : متغیر real برای اعداد اعشاری استغاده می شود .
;Program ib
;Uses WinCRT
var
;i:integer
;num:real
;average:real
Begin
for i:=1 to 5 do
begin
;('writeln('please type your number
;(read(num
avarage:=avarage+num
;end
;(writeln (avarage/5
.End
توجه : در اینجا در دستور writeln ما avarage/5 را بین دو علامت ' ' نگذاشتیم چون :
فقط وقتی از ' ' استفاده می کنیم که بخواهیم دقیقا" متن نوشته شده توسط ما چاپ شود یعنی در این مثال اگر 'avarage/5' را می نوشتیم خود avarage/5 چاپ می شد ولی اکنون که از ' ' استفاده نکرده ایم نتیجه ی تقسیم مقدار avarage به عدد 5 نمایش داده خواعد شد .
+ نوشته شده در دوشنبه دوم آبان 1390ساعت 0:0  توسط بهنام پولادرگ
|